دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۸ ۳۶ بازديد
به هنگامي كه نور آذرخش
آن بيشه را
از سايه عريان كرد
و باران خواب پر آب گياهان را
به دشت آفتابي برد
و باد صبحگاهان
شاخ پر پيچ گوزنان را
به عطر دشتها آميخت
در آن خاموش كه تاريك گه روشن
نگر آنجا چه مي بيني؟
شهيدي يا نه؟
روح لاله اي در پيكر مردي
تجلي كرده
از آيينه ي بيداري و ديدار
در آن باران و در آن ميغ تر دامن
نگر آنجا چه مي بيني؟
درون روستاي خواب
درختان فلج و بيمار و
آن طفلان خردينك
گرسنه زير بار كار
و مرداني كه با دستان خود
سازند پيش چشم خود ديوار
و بالاتر و بالاتر
تو در آن سوي آن ديوار آبستن
نگر آنجا چه مي بيني؟
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد