دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۸ ۳۵ بازديد
خوابت آشفته مباد
خوش ترين هذيان ها
خزه ي سبز لطيفي
كه در بركه ي آرامش تو مي رويد
خوابت آشفته مباد
آن سوي پنجره ي ساكت و پرخنده ي تو
كاروان هايي
از خون و جنون مي گذرد
كاروان هايي از اتش و برق و باروت
سخن از صاعقه و دود چه زيبايي دارد
در زباني كه لب و عطر و نسيم
يا شب و سايه و خواب
مي توان چشاني زمزمه كرد؟
هر چه در جدول تن ديدي و تنهايي
همه را پر كن تا دختر همسايه ي تو
شعرهايت را دردفتر خويش
با گل و با پر طاووس بخواباند
تا شام ابد
خواب شان خرم باد
لاي لاي خوشت ارزاني سالنهايي
كه بهاران را نيز
از گل كاغذي آذين دارند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد