دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۸ ۳۳ بازديد
به هيچ خنجر
اين ريسمان نمي گسلد
صدا مي آيد
يك ريز
روز و شب از باغ
چيو چيو
چ چ
چه چه
چيو چيو
چه چه
زلال زمزمه
جاري است زان سوي ديوار
جلال مي پرسد
اين مرغ را گلو هرگز
ز كار خواندن و خواندن نمي شود خسته
كه با نوايش در هرم روز و سايه ي شب
نگاه مي دارد اين باغ و بيشه را بيدار؟
ببين كه
مي گويم
اين سحر عاشق است و سحر
يكي نرفته هنوز
آن دگر كند آغاز
صدا يكي ست
وليكن پرندگان بسيار
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد