از دور ، در آيينه

مشاور شركت بيمه پارسيان

از دور ، در آيينه

۳۵ بازديد

 

ابري كه بر آن دره ها

خاموش مي بارد

سيلاب تندش

خواب شهر خفتگان را نيز

آشفته خواهد كرد

هر دور در آيينه نزديك است

وقتي تو

گلهاي زمستان خواب گلدان را

در لحظه اي كه عمر را بر آب مي ديدند

بردي كنار پنجره

بر سفره ي اسفند

صبحانه

با نور و نسيم كوچه

مهمان سحر كردي

آن ساقه هاي سرد افسرده

پشت حصير ساكت پرده

هرگز

اعجاز دستان تو را

در خواب مي ديدند؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد