گل هاي زندان

مشاور شركت بيمه پارسيان

گل هاي زندان

۳۵ بازديد

 

گيرم كه ابر بامدادان بهشت اينجا

باريد و خوش باريد

وان روشني آسماني را

نثار اين حصار بي طراوت كرد

از ساحل درياچه ي اسفند

با بي كراني آيينه اش تابيد و خوش تابيد

اما

مرغان صحرا خوب مي دانند

گلهاي زندان را صفايي نيست

اينجا قناري ها ي محبوس قفس پيوند

اين بستگان آهن و خو كرده با ديوار

بر چوب بست حس معصوم سعادت هاي مصنوعي

با دانه اي فنجان آبي چهچه ي آوازشان خرسند

هرگز نمي دانند

كاين تنگناشان پرده ي شور و نوايي نيست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد