اضطراب ابراهيم

مشاور شركت بيمه پارسيان

اضطراب ابراهيم

۳۵ بازديد

 

۱

اين صدا صداي كيست؟

اين صداي سبز

نبض قلب آشناي كيست؟

اين صدا كه از عروق ارغواني فلق

وز صفير سيره و

ضمير خاك و

ناي مرغ حق

مي رسد به گوش ها صداي كيست؟

اين صدا

كه در حضور خويش و

در سرور نور خويش

روح را از جامه ي كبود بودي اين چنين

در رهايش و گشايش هزار اوج و موج

مي رهاند و برهنه مي كند

صداي ساحر رساي كيست؟

اين صدا

كه دفتر وجود را و

باغ پر صنوبر سرود را

در دو واژه ي گسستن و شدن خلاصه مي كند

صداي روشن و رهاي كيست؟

2

من درنگ مي كنم

تو درنگ مي كني

ما درنگ مي كنيم

خاك و ميل زيستن درين لجن

مي كشد مرا

تو را

به خويشتن

لحظه لحظه با ضمير خويش جنگ مي كنيم

وين فراخناي هستي و سرود را

به خويش تنگ مي كنيم

همچو آن پيمبر سپيد موي پير

لحظه اي كه پور خويش را به قتلگاه مي كشيد

از دو سوي

اين دو بانگ را

به گوش مي شنيد

بانگ خاك سوي خويش و

بانگ پاك سوي خويش

هان چرا درنگ

با ضمير ناگزير خويش جنگ

اين صداي او

صداي ما

صداي خوف يا رجاي كيست؟

3

از دو سوي كوشش و كشش

بستگي و رستگي

نقشي از تلاطم ضمير و

ژرفناي خواب اوست

اضطراب ما

اضطراب اوست

گوش كن ببين

اين صدا صداي كيست؟

اين صدا

كه خاك را به خون و

خاره را به لاله

مي كند بدل

اين صداي سحر و كيمياي كيست؟

اين صدا

كه از عروق ارغوان و

برگ روشن صنوبران

مي رسد به گوش

اين صدا

خداي را

صداي روشناي كيست؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد