در كجاي فصل ؟

مشاور شركت بيمه پارسيان

در كجاي فصل ؟

۳۲ بازديد

 

با صنوبري كه روي قله ايستاده بود

گونه روي گونه ي سپيده دم نهاده بود

موج گيسوان به دوش بادها گشاده بود

از نشيب يخ گرفت دره گفتم

اين نه ساخت شكفتگي ست

در كجاي فصل ايستاده اي

مگر نديده اي

سبزه ها كبود و بيشه سوگوار

فصل فصل خامش نهفتگي ست

آن صنوبر بلند

با اشاره اي نه سوي دوردست

گفت

قد كوته تو راه را به ديده ي تو بست

گامي از درون سرد خود برآي

پاي بر گريوه اي گذار و درنگر

رود آفتاب و آب در شتاب

كاروان درد و سرد

در گزير و ناگزير

آنك آن هجوم سبز مرز ناپذير

در كجاي فصل ايستاده ام؟

در كرانه اي

كه پيش چشم من

بهار شعله هاي سبز و

سيره و سرود

در نگاه تو كبود و دود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد