دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۸ ۳۵ بازديد
بي اعتماد زيستن
اين سان به آفتاب
بي اعتماد زيستن
اين سان به خاك و آب
بي اعتماد زيستن
اين سان به هر چه هست
از آن همه شقايق بالند در سحر
تا اين همه درخت گل كاغذين
كه رنگ
بر گونه شان دويده و
بگرفته جاي شرم
بي اعتماد زيستن
اين سان به چشم و دست
در كوچه اي كه پاكي ياران راه را
تنها
در لحظه ي گلوله ي سربي
در اوج خشم
تصديق مي توان كرد
آن هم
با قطره هاي اشكي در گوشه هاي چشم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد