دختر تصوير 1

مشاور شركت بيمه پارسيان

دختر تصوير 1

۳۴ بازديد
 

تا رها سازم سرودم را
عشق را آيينه كردم
 در دل آيينه تصويري ندانم از كجا
روييد
 جان شكفت از شوق ديدار و سرودم را
 در شكوه سبز آينه رهاتر كرد
اي نگاه تو نسيم نور
انتظار ساقه را پيغام روييدن
 اي تماشا !‌ اي طنين دور
ديده را در راه تاريك عطش ها
 صبح نوشيدن
خسته از ديدار خويش ام باز كن
 در تنم جوبار گرم خواب را
 شايدم بيراهه ي رويا دهد
جلوه هاي روشن محراب را
 شايد از شوق نيايش دست ها
 از تنم پرواز گيرد سوي تو
 شايد آن قنديل هاي سز تاب
شعله در من ريزد از جادوي تو
 باز كن پيوند مژگان ها كه رود
 در دل نيزار ها جاري شود
 مردم چشم مرا بنواز تا
 نقطه ي پايان بيزاري شود
در شكوه سبز آينه رهاتر شد
 تا سرود من
 جنبشي افتاد بر تصوير
فاصله اي باز كرد
 از من جداتر شد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد