دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۵ بازديد
در كوچه هاي شن بي ديوار
با نام كوچه هاي بسيار
بسيار مي دويدم
فريادم از تأني تا مي شد
در تاي مهربان دفتر ها
و راهم از عروسك هاي نور
جشن درختكاري بود
كز شعله هاي گردن هاشان
از گردن هاي شعله اي
دست و پرنده جاري بود
همواره بود راهم اما من
همواره شيب مي جستم
با ما پرنده هاي پر از پژواك
با ما پرنده هاي پريدن در خاك
مثل كبوتر شخم
وقت عبور بركت از خاك
وقتي كه گام گل ميعان مي گيرد
اينك كه دست هاي ما را به روي فرياد
بسته اند
در لحظه ي ميان گودال
بساير مانده ايم و صدايي
حتي صداي پر
ديگر
نمي كنيم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد