بخش 17

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش 17

۳۵ بازديد

 

تا از سپيده گفتگوي مشروط
 برخيزد
 من
 تصوير هجرت از پل
 بر مي گيرم
 تصوير هجرت از پل
 از پله ي مناجاتم
تا سفره هاي شن
 تا سفره هاي زخم
 سفر مي كند
 بر سفره هاي شن كلماتي آبي مهمانند
 مهمان هجرت
اي نفس رفته ي من اي پل متصاعد
 كه جثه ي زمين را
 در آن هزار فرسخ نيلي
مي غلتاني
چون است اينكه عشق
 جز در هراس مرگ
 ما را دگر به خويش نمي خواند
 از ما جز استغاثه نمي ماند
از ما درو گران چراگاه هاي هوايي
 اينجا ، ميان گفتگوي مشروط
 اينجا ، در انتحار اشباح
جز سطل هاي خالي در چاه هاي خالي
 كي از مزارع نمك
 ما را عبور داده ست ؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد