بخش 20

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش 20

۳۵ بازديد

 

شب ، در گريز اسب سياه
 يك صف درخت باقي مي ماند
در چهار كهكشان نعل
 يك صف درخت
 بي شيهه مي گذشت
رگ بريده ، دهان باز كرده و ريخت
 افق دراز
 دراز
 دراز لخته لخته ،‌ دراز مذاب
زني در اصطكاك تاريكي
 به شكل تازه اي از شب رسيد
 ستاره اي رسيده ، در ته خود چكه كرد
 صدايي ، از سرعت پرسيد
كجا ؟
 كجا ؟
 اما جواب ،
 گذشتن بود
 و در گريز اسب سياه
سرعت پياده مي رفت
سرعت ، ‌صف درخت بود
كه مي ماند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد