دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۵ بازديد
شب ، در گريز اسب سياه
يك صف درخت باقي مي ماند
در چهار كهكشان نعل
يك صف درخت
بي شيهه مي گذشت
رگ بريده ، دهان باز كرده و ريخت
افق دراز
دراز
دراز لخته لخته ، دراز مذاب
زني در اصطكاك تاريكي
به شكل تازه اي از شب رسيد
ستاره اي رسيده ، در ته خود چكه كرد
صدايي ، از سرعت پرسيد
كجا ؟
كجا ؟
اما جواب ،
گذشتن بود
و در گريز اسب سياه
سرعت پياده مي رفت
سرعت ، صف درخت بود
كه مي ماند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد