بخش 4

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش 4

۳۶ بازديد

 

ايا صياد رحمي كن ، مرنجان نيم جانم را  

بكن بال و پرم اما مسوزان استخوانم را

 

اگر قصد شكارم داشتي اينك اسيرم من

دگر از باغ بيرون شو ، مسوزان آشيانم را

 

به گردن بسته اي چون رشتة بر پاي زنجيرم

 مروت كن اجازت ده كه بگشايم زبانم را

 

به پيرامون گل از بس خليده خار در پايم

شده خونين بهر جاي چمن بيني نشانم را

 

در اين كنج قفس دور از گلستان سوختم، مُردم

خبر كن اي صبا از حال زارم باغبانم را

 

ز تنهايي ، دلم خون شد خدا را محرم رازي

كه بنويسم بسوي دوستانم داستانم را

 

من بيچاره آن روزي به قتل خود يقين كردم

كه ديدم تازه با گرگ الفتي باشد شبانم را

 

اسيرم ساخت در دست قضا و پنجه ي دشمن

دچار خواب غفلت كرد از اول ، پاسبانم را


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد