دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۴ بازديد
درين سراي بي كسي اگر سري در آمدي
هزار كاروان دل ز هر دري در آمدي
ز بس كه بال زد دلم به سينه در هواي تو
اگر دهان گشودمي كبوتري در آمدي
سماع سرد بي غمان خمار ما نمي برد
به سان شعله كاشكي قلندري در آمدي
خوشا هواي آن حريف و آه آتشين او
كه هر نفس ز سينه اش سمندري در آمدي
يكي نبود ازين ميان كه تير بر هدف زند
دريغ اگر كمان كشي دلاوري در آمدي
اگر به قصد خون من نبود دست غم چرا
از آستين عشق او چون خنجري در آمدي
فروخليد در دلم غمي كه نيست مرهمش
اگر نه خار او بدي به نشتري در آمدي
شب سياه اينه ز عكس آرزو تهي ست
چه بودي ار پري رخي ز چادري در آمدي
سرشك سايه ياوه شد درين كوير سوخته
اگر زمانه خواستي چه گوهري در آمدي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد