رنج ديرينه

مشاور شركت بيمه پارسيان

رنج ديرينه

۳۴ بازديد
 

حاصلي از هنر عشق تو جز حرمان نيست
آه ازين درد كه جز مرگ منش درمان نيست
 اين همه رنج كشيديم و نمي دانستيم
 كه بلاهاي وصال تو كم از هجران نيست
 آنچنان سوخته اين خاك بلاكش كه دگر
انتظار مددي از كرم باران نيست
به وفاي تو طمع بستم و عمر از كف رفت
 آن خطا را به حقيقت كم ازين تاوان نيست
 اين چه تيغ است كه در هر رگ من زخمي ازوست
 گر بگويم كه تو در خون مني بهتان نيست
 رنج ديرينه ي انسان به مداوا نرسيد
 علت آن است كه بيمار و طبيب انسان نيست
 صبر بر داغ دل سوخته بايد چون شمع
 لايق صحبت بزم تو شدن آسان نيست
تب و تاب غم عشقت دل دريا طلبد
هر تنك حوصله را طاقت اين توفان نيست
سايه صد عمر در اين قصه به سر رفت و هنوز
 ماجراي من و معشوق مرا پايان نيست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد