نياز

مشاور شركت بيمه پارسيان

نياز

۳۵ بازديد
 

موج رقص انگيز پيراهن چو لغزد بر تنش
 چنان به رقص ايد مرا از لغزش پيراهنش
 حلقه ي گيسو به گرد گردنش حسرت نماست
 اي دريغا گر رسيدي دست من در گردنش
 هر دمم پيش ايد و با صد زبان خواند به چشم
 وين چنين بگريزد و پرهيز باشد از منش
مي تراود بوي جان امروز از طرف چمن
 بوسه اي دادي مگر اي باد گل بو بر تنش
 همره دل در پي اش افتان و خيزان مي روم
 وه كه گر روزي به چنگ من در افتد دامنش
 در سراپاي وجودش هيچ نقصاني نبود
 گر نبودي اين همه نامهرباني كردنش
سايه كه باشد شبي كان رشك ماه و آفتاب
 در شبستان تو تابد شمع روي روشنش


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد