دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۶ بازديد
دلا حلاوت آن دل ستان اگر دانيم
به جان او كه دل از آن او نگردانيم
اگر به ماه بر ايد و گر به چاه شود
چراغ راه همان شمع شعله ور دانيم
حديث غارت دي از درخت پرسيدند
جواب داد كه ما وقت بار و بر دانيم
به آب و رنگ خوشت مژده مي دهيم اي گل
كه نقش بندي اين خون در جگر دانيم
خمار اين شب ساغر شكسته چند كشي ؟
بيا كه ما ره ميخانه ي سحر دانيم
زمانه فرصت پروازم از قفس ندهد
وگرنه ما هنر رقص بال و پر دانيم
خداي را كه دگر جرعه اي از آن مي لعل
به ما ببخش كه ما قدر اين گوهر دانيم
طريق سايه اگر عاشقي ست عيب مكن
ز كارهاي جهان ما همين هنر دانيم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد