مرغ چمن آتش

مشاور شركت بيمه پارسيان

مرغ چمن آتش

۳۷ بازديد
 

اي عشق تو ما را به كجا مي كشي اي عشق
 جز محنت و غم نيستي ، اما خوشي اي عشق
 اين شوري و شيريني من خود ز لب توست
 صد بار مرا مي پزي و مي چشي اي عشق
 چون زر همه در حسرت مس گشتنم امروز
 تا باز تو دستي به سر من مي كشي اي عشق
 دين و دل و حسن و هنر و دولت و دانش
 چندان كه نگه مي كنمت هر ششي اي عشق
رخساره ي مردان نگر آراسته ي خون
 هنگامه ي حسن است چرا خامشي اي عشق
آواز خوشت بوي دل سوخته دارد
 پيداست كه مرغ چمن آتش اي عشق
 بگذار كه چون سايه هنوزت بگدازند
 از بوته ي ايام چه غم ؟ بي غشي اي عشق


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد