زادراه

مشاور شركت بيمه پارسيان

زادراه

۳۴ بازديد
 

نيامزند لبت جان بوسه خواه من است
 نگاه كن به نيازي كه در نگاه من است
 ز ديده پرتو عشق ار برون زند چه كنم
 دلي چو اينه دارم همين گناه من است
 بماند آن كه به اميد راه توشه رود
 منم كه ذوق جمال تو زاد راه من است
ز سوز سينه ي صاحبدلان مگردان روي
 كه روشنايي ايينه ات ز آه من است
 مرا به مجلس كورام كه كرد اينه دار ؟
 شكست كار من از عقل روسياه من است
 ز نيش مار چه نالم چو دست بردم پيش
خلاف طينت او نيست، اشتباه من است
 گرفت دست دل خون فشان و خندان گفت
 خراب غارت عشق است و دادخواه من است
 به زير سايه ي زلف تو آمده ست دلم
 به غم بگوي كه اين خسته در پناه من است
 ز حسن پرس كه در روي تو به سايه چه گفت
جلال شعر تو هم جلوه اي ز جاه من است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد