دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۵ بازديد
گفتم كه مژده بخش دل خرم است اين
مست از درم در آمد و ديدم غم است اين
گر چشم باغ گريه ي تاريك من نديد
اي گل ز بي ستارگي شبنم است اين
پروانه بال و پر زد و در دام خوش خفت
پايان شام پيله ي ابريشم است اين
باز اين چه ابر بود كه ما را فرو گرفت
تنها نه من ، گرفتگي عالم است اين
اي دست برده در دل و دينم چه مي كني
جانم بسوختي و هنوزت كم است اين
آه از غمت كه زخمه ي بي راه مي زني
اي چنگي زمانه چه زير و بم است اين
يك دم نگاه كن كه چه بر باد مي دهي
چندمين هزار اميد بني آدم است اين
گفتي كه شعر سايه دگر رنگ غم گرفت
آري سياه جامه ي صد ماتم است اين
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد