دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۴ بازديد
چو شبروان سرآسيمه ، گرد خانه مگرد
تو خود بهانه ي خويشي پي بهانه مگرد
تو نور ديده ي مايي به جاي خويش در اي
چنين چو مردم بيگانه گرد خانه مگرد
تويي كه خانه خدايي بيا و خود را باش
برون در منشين و بر آستانه مگرد
زمانه گشت و دگر بر مدار بي مهري ست
تو بر مدار دل از مهر و چون زمانه مگرد
چو تير گذشتي ز هفت پرده ي چشم
كنون كه در بن جاني پي نشانه مگرد
بهوش باش كه هرنقطه دام دايره اي ست
تو در هواي رهايي درين ميانه مگرد
كمند مهر نكردي ز گيسوان بلند
دگر به گرد سر من چو تازيانه مگرد
تو شعر گمشده ي سايه اي ، شناختمت
به سايه روشن مهتاب خامشانه مگرد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد