درد

مشاور شركت بيمه پارسيان

درد

۳۱ بازديد
 

حكايت از چه كنم سينه سينه درد اينجاست
 هزار شعله ي سوزان و آه سرد اينجاست
 نگاه كن كه ز هر بيشه در قفس شيري ست
 بلوچ و كرد و لر و ترك و گيله مرد اينجاست
 بيا كه مسئله بودن و نبودن نيست
 حديث عهد و وفا مي رود نبرد اينجاست
 بهار آن سوي ديوار ماند و ياد خوشش
 هنوز با غم اين برگ هاي زرد اينجاست
به روزگار شبي بي سحر نخواهد ماند
 چو چشم باز كني صبح شب نورد اينجاست
جدايي از زن و فرزند سايه جان ! سهل است
 تو را ز خويش جدا مي كنند ، درد اينجاست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد