بهانه

مشاور شركت بيمه پارسيان

بهانه

۳۴ بازديد
 

اي عشق همه بهانه از توست
 من خامشم اين ترانه از توست
 آن بانگ بلند صبحگاهي
 وين زمزمه ي شبانه از توست
 من انده خويش را ندانم
 اين گريه ي بي بهانه از توست
 اي آتش جان پكبازان
 در خرمن من زبانه از توست
افسون شده ي تو را زبان نيست
 ور هست همه فسانه از توست
 كشتي مرا چه بيم دريا ؟
 توفان ز تو و كرانه از توست
 گر باده دهي و گرنه ، غم نيست
 مست از تو ، شرابخانه از توست
 مي را چه اثر به پيش چشمت ؟
 كاين مستي شادمانه از توست
پيش تو چه توسني كند عقل ؟
رام است كه تازيانه از توست
 من مي گذرم خموش و گمنام
 آوازه ي جاودانه از توست
 چون سايه مرا ز خك برگير
 كاينجا سر و آستانه از توست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد