دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۹ بازديد
با من بي كس تنها شده ، يارا تو بمان
همه رفتند ازين خانه ، خدا را تو بمان
من بي برگ خزان ديده ، دگر رفتني ام
تو همه بار و بري ، تازه بهارا تو بمان
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
بنگر اين نقش به خون شسته ، نگارا تو بمان
زين بيابان گذري نيست سواران را ، ليك
دل ما خوش به فريبي است ، غبارا تو بمان
هر دم از حلقه ي عشاق ، پريشاني رفت
به سر زلف بتان ، سلسله دارا تو بمان
شهريارا تو بمان بر سر اين خيل يتيم
پدرا ، يارا ، اندوهگسارا تو بمان
سايه در پاي تو چون موج چه خوش زار گريست
كه سر سبز تو خوش باشد ، كنارا تو بمان
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد