چشمي كنار پنجره انتظار

مشاور شركت بيمه پارسيان

چشمي كنار پنجره انتظار

۳۴ بازديد
 

اي دل ، به كوي او ز كه پرسم كه يار كو
 در باغ پر شكوفه ، كه پرسد بهار كو
 نقش و نگار كعبه نه مقصود شوق ماست
 نقشي بلند تر زده ايم ، آن نگار كو
جانا ، نواي عشق خموشانه خوش تر است
 آن آشناي ره كه بود پرده دار كو
ماندم درين نشيب و شب آمد ، خداي را
 آن راهبر كجا شد و آن راهوار كو
اي بس بسنم كه بر سر ما رفت و كس نگفت
 آن پيك ره شناس حكايت گزار كو
 چنگي به دل نمي زند امشب سرود ما
 آن خوش ترانه چنگي شب زنده دار كو
 ذوق نشاط را مي و ساقي بهانه بود
 افسوس ، آن جواني شادي گسار كو
يك شب چراغ روي تو روشن شود ، ولي
 چشمي كنار پنجره ي انتظار كو
 خون هزار سرو دلاور به خك ريخت
اي سايه ! هاي هاي لب جويبار كن


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد