گريه شبانه

مشاور شركت بيمه پارسيان

گريه شبانه

۳۹ بازديد
 

شب آمد و دل تنگم هواي خانه گرفت
 دوباره گريه ي بي طاقتم بهانه گرفت
 شكيب درد خموشانه ام دوباره شكست
 دوباره خرمن خكسترم زبانه گرفت
 نشاط زمزمه زاري شد و به شعر نشست
 صداي خنده فغان گشت و در ترانه گرفت
زهي پسند كماندار فتنه كز بن تير
 نگاه كرد و دو چشم مرا نشانه گرفت
 اميد عافيتم بود روزگار نخواست
 قرار عيش و امان داشتم زمانه گرفت
 زهي بخيل ستمگر كه هر چه داد به من
 به تيغ باز ستاند و به تازيانه گرفت
 چو دود بي سر و سامان شدم كه برق بلا
 به خرمنم زد و آتش در آشيانه گرفت
 چه جاي گل كه درخت كهن ز ريشه بسوخت
ازين سموم نفس كش كه در جوانه گرفت
دل گرفته ي من همچو ابر باراني
گشايشي مگر از گريه ي شبانه گرفت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد