لذت دريا

مشاور شركت بيمه پارسيان

لذت دريا

۳۵ بازديد
 

دلي كه در دو جهان جز تو هيچ يارش نيست
 گرش تو يار نباشي جهان به كارش نيست
 چنان ز لذت دريا پر است كشتي ما
 كه بيم ورطه و انديشه ي كنارش نيست
 كسي به سان صدف وكند دهان نياز
 كه نازنين گوهري چون تو در كنارش نيست
خيال دوست گل افشان اشك من ديده ست
 هزار شكر كه اين ديده شرمسارش نيست
 نه من ز حلقه ي ديوانگان عشقم و بس
 كدام سلسله ديدي كه بي قرارش نيست
 سوار من كه ازل تا ابد گذرگه اوست
 سري نماند كه بر خك رهگذارش نيست
ز تشنه كامي خود آب مي خورد دل من
كوير سوخته جان منت بهارش نيست
 عروس طبع من اي سايه هر چه دل ببرد
 هنوز دليري شعر شهريارش نيست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد