دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۴ بازديد
نه لب گشايدم از گل ، نه دل كشد به نبيد
چه بي نشاط بهاري كه بي رخ تو رسيد
نشان داغ دل ماست لاله اي كه شكفت
به سوگواري زلف تو اين بنفشه دميد
بيا كه خك رهت لاله زار خواهد شد
ز بس كه خون دل از چشم انتظار چكيد
به ياد زلف نگونسار شاهدان چمن
ببين در اينه ي جويبار گريه ي بيد
به دور ما كه همه خون دل به ساغر هاست
ز چشم ساقي غمگين كه بوسه خواهد چيد ؟
چه جاي من ؟ كه درين روزگار بي فرياد
ز دست جور تو ناهيد بر فلك ناليد
ازين چراغ توام چشم روشنايي نيست
كه كس ز آتش بيداد غير دود نديد
گذشت عمر و به دل عشوه مي خريم هنوز
كه هست در پي شام سياه صبح سپيد
كراست سايه درين فتنه ها اميد امان ؟
شد آن زمان كه دلي بود در امان اميد
صفاي اينه ي خواجه بين كزين دم سرد
نشد مكدر و بر آه عاشقان بخشيد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد