به پايداري آن عشق سربلند

مشاور شركت بيمه پارسيان

به پايداري آن عشق سربلند

۳۵ بازديد
 

بود كه بار دگر بشنوم صداي تو را ؟
 ببينم آن رخ زيباي دلگشاي تو را ؟
 بگيرم آن سر زلف و به روي ديده نهم
 ببوسم آن سر و چشمان دل رباي تو را
 ز بعد اين همه تلخي كه مي كشد دل من
 ببوسم آنلب شيرين جان فزاي تو را
كي ام مجال كنار تو دست خواهد داد
 كه غرق بوسه كنم باز دست و پاي تو را
 مباد روزي چشم من اي چراغ اميد
كه خالي از تو ببينم شبي سراي تو را
دل گرفته ي من كي چو غنچه باز شود
 مگر صبا برساند به من هواي تو را
چنان تو در دل من جا گرفته اي اي جان
كههيچ كس نتواند گرفت جاي تو را
 ز روي خوب تو برخورده ام ، خوشا دل من
 كه هم عطاي تو را ديد و هم لقاي تو را
 سزاي خوبي نو بر نيامد از دستم
 زمانه نيز چه بد مي دهد سزاي تو را
 به ناز و نعمت باغ بخشت هم ندهم
 كنار سفره ي نان و پنير و چاي تو را
 به پايداري آن عشق سربلندم قسم
 كه سايه ي تو به سر مي برد وفاي تو را


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد