ني خاموش

مشاور شركت بيمه پارسيان

ني خاموش

۳۶ بازديد
 

باز امشب از خيال تو غوغاست در دلم
 آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم
خوابم شكست و مردم چشمم به خون نشست
 تا فتنه ي خيال تو برخاست در دلم
 خاموشي لبم نه ز بي دردي و رضاست
 از چشم من ببين كه چو غوغاست در دلم
من نالي خوش نوايم و خاموش اي دريغ
لب بر لبم بنه كه نواهاست در دلم
 دستي به سينه ي من شوريده سر گذار
بنگر چه آتشي ز تو برپاست در دلم
 زين موج اشك تفته و توفان آه سرد
 اي ديده هوش دار كه درياست در دلم
 باري اميد خويش به دلداري ام فرست
 داني كه آرزوي تو تنهاست در دلم
 گم شد ز چشم سايه نشان تو و هنوز
 صد گونه داغ عشق تو پيداست در دلم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد