دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۳ بازديد
با اين دل ماتم زده آواز چه سازم
بشكسته ني ام بي لب دم ساز چه سازم
در كنج قفس مي كشدم حسرت پرواز
با بال و پر سوخته پرواز چه سازم
گفتم كه دل از مهر تو برگيرم و هيهات
با اين همه افسونگري و ناز چه سازم
خونابه شد آن دل كه نهانگاه غمت بود
از پرده در افتد اگر اين راز چه سازم
گيرم كه نهان بركشم اين آه جگر سوز
با اشك تو اي ديده ي غماز چه سازم
تار دل من چشمه ي الحان خدايي ست
از دست تو اي زخمه ي ناساز چه سازم
ساز غزل سايه به دامان تو خوش بود
دو از تو من دل شده آواز چه سازم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد