دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۴ بازديد
چون خواب ناز بود كه باز از سرم گذشت
نامهربان من كه به ناز از برم گذشت
چون ابر نوبهار بگريم درين چمن
از حسرت گلي كه ز چشم ترم گذشت
منظور من كه منظره افروز عالمي ست
چون برق خنده اي زد و از منظرم گذشت
آخر به عزم پرسش پروانه شمع بزم
آمد ولي چو باد به خكسترم گذشت
درياي لطف بودي و من مانده با سراب
دل آنگهت شناخت كه آب از سرم گذشت
منت كش خيال توام كز سر كرم
همخوابه ي شبم شد و بر بسترم گذشت
جان پرورست لطف تو اي اشك ژاله ، ليك
دير آمدي و كار گل پرپرم گذشت
خوناب درد گشت و ز چشمم فرو چكيد
هر آرزو كه از دل خوش باورم گذشت
صد چشمه اشك غم شد و صد باغ لاله داغ
هر دم كه خاطرات تو از خاطرم گذشت
خوش سايه روشني است تماشاي يار را
اين دود آه و شعله كه بر دفترم گذشت
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد