دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۵ بازديد
هنوز چشم مرادم رخ تو سير نديده
هوا گرفتي و رفتي ز كف چو مرغ پريده
تو را به روي زمين ديدم و شكفتم و گفتم
كه اين فرشته براي من از بهشت رسيده
بيا كه چشم و چراغم تو بودي از همه عالم
خداي را به كجا رفتي اي فروغ دو ديده
هزار بار گذشتي به ناز و هيچ نگفتي
كه چوني اي به سر راه انتظار كشيده
چه خواهي از سر من اي سياهي شب هجران
سپيد كردي چشمم در انتظار سپيده
به دست كوته من دامن تو كي رسد اي گل
كه پاي خسته ي من عمري از پي تو دويده
ترانه ي غزل دلكشم مگر نشنفتي
كه رام من نشدي آخر اي غزال رميده
خموش سايه كه شعر تو را دگر نپسندم
كه دوش گوش دلم شعر شهريار شنيده
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد