دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۶ ۳۴ بازديد
چون باد مي روي و به خكم فكنده اي
آري برو كه خانه ز بنياد كنده اي
حس و هنز به هيچ ، ز عشق بهشتي ام
شرمي نيامدت كه ز چشمم فكنده ا ي؟
اشكم دود به دامن و چون شمع صبحدم
مرگم به لب نهاده غم آلود خنده اي
بخت از منت گرفت و دلم آن چنان گريست
كز دست كودكي بربايي پرنده اي
بگذشتي و ز خرمن دل شعله سركشيد
آنگه شناختم كه تو برق جهنده اي
بي او چه بر تو مي گذرد سايه اي شگفت
جانت ز دست رفت و تو بي چاره زنده اي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد