سايه گل

مشاور شركت بيمه پارسيان

سايه گل

۳۵ بازديد
 

ز پرده گر بدر ايد نگار پرده نشينم
 چون اشك از نظر افتد نگارخانه ي چينم
 بسازم از سر زلف تو چون نسيم به بويي
 گرم ز دست نيابد كه گل ز باغ تو چينم
مرو به ناز جواني گره فكنده بر ابرو
 كه پير عشقم و زلف تو داده چين به جبينم
ز جان نداشت دلم طاقت جدايي و از اشك
كشيد پرده به چشمم كه رفتن تو نبينم
ز تاب آن كه دلم باز سر كشد ز كمندش
 كمان كشيده نشسته ست چشم او به كمينم
اگر نسيم اميدي نبود و شبنم شوقي
 گلي نداشت خزان ديده باغ طبع حزينم
 به ناز سر مكش از من كه سايه ي توام اي سرو
چو شاخ گل بنشين تا به سايه ي تو نشينم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد