زبان نگاه

مشاور شركت بيمه پارسيان

زبان نگاه

۳۶ بازديد

 

نشود فاش كسي آنچه ميان من و توست
 تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
 گوش كن با لب خاموش سخن مي گويم
پاسخم گو به نگاهي كه زبان من و توست
 روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد
 حاليا چشم جهاني نگران من و توست
گر چه در خلوت راز دل ما كس نرسيد
 همه جا زمزمه ي عشق نهان من و توست
 گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه
 اي بسا باغ و بهاران كه خزان من و توست
 اين همه قصه ي فردوس و تمناي بهشت
 گفت و گويي و خيالي ز جهان من و توست
 نقش ما گو ننگارند به ديباچه ي عقل
 هر كجا نامه ي عشق است نشان من و توست
 سايه ز آتشكده ي ماست فروغ مه و مهر
 وه ازين آتش روشن كه به جان من و توست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد