دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۶ ۳۴ بازديد
پاي بند قفسم باز و پر بازم نيست
سر گل دارم و پروانه ي پروازم نيست
گل به لبخند و مرا گريه گرفته ست گلو
چون دلم تنگ نباشد كه پر بازم نيست
گاهم از ناي دل خويش نوايي برسان
كه جزين ناله ي سوز تو دمسازم نيست
در گلو مي شكند ناله ام از رقت دل
قصه ها هست ولي طاقت ابرازم نيست
ساز هم با نفس گرم تو آوازي داشت
بي تو ديگر سر ساز و دل آوازم نيست
آه اگر اشك منت باز نگويد غم دل
كه درين پرده جيزن همدم و همرازم نيست
دلم از مهر تو درتاب شد اي ماه ولي
چه كنم شيوه ي ايينه ي غمازم نيست
به گره بندي آن ابروي باريك انديش
كه به جز روي تو در چشم نظر بازم نيست
سايه چون باد صبا خسته ي سرگردانم
تا به سر سايه ي آن سرو سرافرازم نيست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد