غزل دلتنگي

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل دلتنگي

۳۳ بازديد
 

هر چند كه دلتنگ تر از تنگ بلورم
با كوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشكوه تر از كوه دماوند غرورم

يك عمر پريشاني دل بسته به مويي است
تنها سر مويي ز سر موي تو دورم

اي عشق به شوق تو گذر مي كنم از خويش
تو قاف قرار من و من عين عبورم

بگذار به بالاي بلند تو ببالم
كز تيره ي نيلوفرم و تشنه ي نورم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد