عهد

مشاور شركت بيمه پارسيان

عهد

۳۵ بازديد
 

كنون رؤياي ما باغي است
بن هر جاده اش ميعادگاهي خرم و خوش بو
سر هر شاخه اش گلبرگ هاي نازك لبخند
به ساق هر درختش يادگاري ها
و با هر يادگاري نقش يك سوگند
كنون رؤياي ما باغي است
زمين اما فراوان دارد اينسان باغ
كه برگ هر درختش صدمه ي ديدارها برده است
كه ساق هر درختش نشتر سوگند ها خورده است
كه آن سوگند ها را نيز
همان نشتر كه بر آن كنده حك كرده است ، بر اين كنده حك كرده
است ، با يار دگر اما
كه
گر شمشير بارد از
كنون روياي ما باغي است
بن هر جاده اش ميعادگاهي خرم و خوش ، ليك
بيا رسم قديم يادگاري را براندازيم
و دل را خوش نداريم از خراش ساقه اي ميرا
بيا تا يادگار عشق آتش ريشه ي خود را
به سنگ سرخ دل با خنجر پيوند بتراشيم
كه با ران فريبش نسترد هرگز
كه توفان زمانش نفكند از پا
كه باشد ريشه ي پيمان ما در سينه ي ما زنده تا باشيم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد