دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۶ ۳۶ بازديد
آب از گل ستاره باغي لطيف
خاك از ستاره ي گل آبي عميق تر
تنهايي زمين را ديدم شكسته بود
باران گذشته بود چنان خيل سارها
بال و پري فشانده به شادي
با دانه هاي خشكي بيداد كرده بود
آباد كرده بود
از دوردست خواب
تا دوردست باد فرارفتم
هر گوشه اي تجلي پيوند پاك بود
پيوند گل ستاره
پيوند آسمان و پيوند خاك بود
در آب هاي گل به گل اما
او مي گريخت هرسو
سر مي كشيد هر سو پرسان
مي خواند
در عمق من ستاره اي اي كاش مي كشست
در خون من نوازش مهتابي
در چشم من پرنده باراني
اي كاش مي نشست
او مي گريخت هر سو
هول خراب آور رفته
با او بجا هنوز
در باغ شب نخوانده بر شاخسار خواب
با قايق شكسته اي كاش
مي راند سوي روز
تا دوردست خواب
ايينه بود و آب
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد