دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۶ ۳۶ بازديد
تو آواز زرين مرغ طلوعي
كه بر تاج نخل افق پرفشاند
تو پرواز خونين مرغ غروبي
كه بر صخره ساحل آزرده خواند
تو قوي سفيدي
تو مهتاب
كه از بيشه بر آب راند
تو روياي آن قوچ بشكوه
در خوان جادو
كه در نيمروز عطش تهمتن را به دنبال
به آبشخور ناز آهو كشاند
تو رگبار آن ابر ديراب دوري
سرود طري را
كه با ساقه خشك من خواندي اي دوست
تو از مشت خاكستر من شكفتي
تو از بيشه خواب بر آب من راندي اي دوست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد