دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۶ ۳۵ بازديد
شكوفه هايي
دميده در فلق شير رنگ
شكوفه هايي در آرامش ملال سحرگاه
دلا بلند شو از خواب نرم عاطفه ها
دلا ! بلند شو از خواب آب مي گذرد
و لخت ديگر
هرگز نديده اي آخر
كه از كدورت خون شبانه ي شرقي
كه از كدورت زخم شهيدهاي شبانه
گرفته اينه در دست دوردست اينه گردان آفتاب مي گذرد
و لخت ديگر
هرگز نديده اي آخر
خون از سراب مي گذرد
دلا بلند شو از خواب
نگاه كن به تقلاي سايه هاي حاشيه ي دشت
به آن سوار غريب
آن پيمبر آگاه
كه باز در فلق سرب رنگ آب گذشت
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد