سواري در فلق

مشاور شركت بيمه پارسيان

سواري در فلق

۳۵ بازديد
 

شكوفه هايي
دميده در فلق شير رنگ
شكوفه هايي در آرامش ملال سحرگاه
دلا بلند شو از خواب نرم عاطفه ها
دلا ! بلند شو از خواب آب مي گذرد
و لخت ديگر
هرگز نديده اي آخر
كه از كدورت خون شبانه ي شرقي
كه از كدورت زخم شهيدهاي شبانه
گرفته اينه در دست دوردست اينه گردان آفتاب مي گذرد
و لخت ديگر
هرگز نديده اي آخر
خون از سراب مي گذرد
دلا بلند شو از خواب
نگاه كن به تقلاي سايه هاي حاشيه ي دشت
به آن سوار غريب
آن پيمبر آگاه
كه باز در فلق سرب رنگ آب گذشت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد