قرن سيلاب چيزها

مشاور شركت بيمه پارسيان

قرن سيلاب چيزها

۳۶ بازديد
 

كه بادها ديگر اردي بهشت بار نمي كنند
كه قافله بي نافه مي رود از تبت
و شعر
پنهان مي رود از حافظ در شمشادها
قرن سكوت پر از هياهو كه پيامبران مي گريزند از كوه
و بو
اعلام خطر نمي كند به آهو
قرن اعلام مرگ شب از ويروس روز
و انحلال روز
در زهر تابناك شب
كه جا عوض كرده اند چراغ و كوكب
قرن خونريزي شديد فلسفه
و بند نمي ايد به هيچ تدبير
خون از دماغ اشراق
و چيزها و اخبارشان
چيزي شبيه زلزله و سيل ،‌ در خانمان عاطفه
و فكر
كه از كرده شان ابا مي كند
و چشم
كه نمي خواهد ببيندش ديگر
اينگتنازيوي فرورفته در شاخ ورزو را
و ايگتنازيو سيلونه كه مي گويند
جاسوس موسيليني از آب درآمده
و براردوي قهرمان چه فريبي خورده
و اجتهاد مي كند قاتل بي سواد قلم كه
تمامي شاعران بايد بميرند
در گردنه
كه بادها ديگر
اردي بهشت بار نمي كنند
كه شعر نمي نويسد ديگر دست
و دست نمي دهد شعري
از مژگاني خيس و مست
قرن
قرن چه افتاده است آخر بگوييد چه افتاده است ؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد