دو به دو
در باغ مي رويم و سخن مي گوييم
نهر از مقابل مي ايد و دور مي شود
مي ايد ؟
مي ايند و دور مي شوند آب ها را مي گويم
و هرگز اولين نيست اين هزارمين آن چنان كه پاز گفت
تنها سنگ است كه ايستاده
و از سر او
سر مي روند
اين آب هاي هزارگانه ، آفتاب هاي هزاران گانه
و ما كه بر خلاف آب و نبض جهان
گپ مي زنيم و جدل مي كنيم ، نه ايستادگان ، كه بازگشتگانيم از خويش
از خويشهاي رفته با آب
نه ! تكرار نمي شود چيزي
و هيچ شهري آخرين شهر جهان نبست
نه هيچ شهري اولين
نه هيچ بندري
حتي اگر به نامي مكرر بخواني ش
آخرين بندر جهان تويي كه اولين بندر جهان بوده اي و هزارمين
كه باز مي گردي به ابتدا به ريشه هاي ابتدا
و خود نمي داني كه
باريده مي شوي دوباره از خوابهاي ابري خود
و باز
از نهرهاي خلاق قدم هاي خويش مي روي
و مي گذاري
تا رفته باشي بي خويش
به ابتداي جهان كه انتهاي جهان نيست
ما باز ذو به دو
در باغ مي رويم و جدل مي كنيم
نهر از مقابل مي ايد و دور مي شود
و ضرب نمي شود در ما
دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۶ ۳۵ بازديد
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد