دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۶ ۳۳ بازديد
شگفت نيست
ناني كه از تنورهاي رايانه ها برمي ايد
عطر تنورهاي گرم كهن دارد
اگر گرسنه باشي البته
اشتها ندارم
با آن كه هزاران سال است گرسنه ام
اشتها ندارم
اين نان براي گرسنگي پخته
نشده است
اي كلمه
تو هستي هنوز و غير از تو هيچ نيست و تو خدايي
بوي نان نمي دهي ؟ نده
تو
چه با خودكار بيك بنويسندت
چه از زير انگشتان دختركي برشاسي هاي پيانو بر ايي
اين طنين مقدس تو است
كه موج مي اندازد در فضا و زمان
و چرخابي مي سازد كهكشاني
كه چشم ها و روان هاي ما را
به سمت ژرفاهاي خود فرا مي كشد
تو
فقط طنين بينداز
بوي نان
از روان جزغاله ي ما بر خواهد خواست
تو
نمي داني
از زير انگشتان دختركان هنوز
گرسنگاني از رايانه ها بر مي ايند
و بر سواحل رودخانه هاي پشيمان
قطار مي شوند مدام
نه
اشتها ندارم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد