دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۶ ۳۴ بازديد
نه
چه قرمز باشد چه مادون قرمز
عبور مي كنم
زيرا
در گوشه اي از آن بوستان جنگلي سوخته
كسي دارد مي رقصد
و ديگري دارد مي خواند به آهنگي كه نوز هيچ بتهووني
الف بايش را ننوشته
آهنگي كه پس از مردن همه ي پيانوها متولد شده
و ني لبكي از دو رگ بريده آن را مي نوازد
تا گوسفند هاي يخ زده را
در آن زمين گلف متروك
به چرا برانگيزد
you can pass , it is green now !
هرگز
چه سبز باشد چه ماوراء سبز
عبور نمي كنم
زيرا الآن به درختي مي انديشم كه در آبادي كودكيم جا گذشاته ام
و زني زيبا از امروز در سايه اش
بز بورش را مي دوشد
تا پياله اي شير خام به من ببخشد
آميخته با عسل لبخند
پس من دنده عقب خواهم رفت
Stop! go! Stop! go! The traffic is dangerous!
به جهنم
آوار باد بر خودتان و چشم هاي ليزريتان ترافيكتان
من مي خواهم به درخت سبز زن بز بور چشم سياه برگردم
به پياله ي شير خام
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد