دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۵ ۳۳ بازديد
در ازدحام نئون ها و نورافكن ها
مژدگاني سپيده دم مي خواهد از ما اين خروس خسته ي ناپيدا ؟
شب از روز روشن تر است
با اين همه چراغ
و برج هاي شعله ور
كه نو به نو گذاشته مي شوند
در جابه جاي شهر با خرتوم جراثقال ها
شب از روز روشن تر ست
و مي توان به آساني سوزن گمشده ي روز را پيدا كرد
در كوك هاي در رفته ي شنل آسمان كهنه
از بخيه جاي كهنه ي دب كبر ش
پس اين خروس سر سخت مژدگاني كدام
سپيده مي خواهد از ما ؟
و ما كه نوبتي خود را
گم كرده اين ميان ديشب و فردا
و خانه را هم در كارخانه گم كرده ايم
و قرن هاست
فرقي نمي گذاريم
بين حقيقت و افسانه
چراغ يا سپيده يا نيمروز
چه مي دهد به ما ؟
و تو ، خروس خسته ي فرسوده
سپيده يا سحر را مي خواهي چه كني
حالا كه خوب مي داني بر آستانه ي 2000
آواز هر خروس جوان جشن زاد روز خنجر پيري است
همسايه ي گلوي تو ؟
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد