دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۵ ۳۶ بازديد
ايمن از تهاجم دشنام و سنگ
بي خيال گزمه و گزند
ديوانه اي
در كوچه هاي شهر مي گردد
قفسي است شهر از باران
در دست آسمان
باران
آن سوي تر رباطي مهجور كه فرو مي تراود از خويش و به چشم زدني
مكرر مي كند
ويرانه ي باستاني خود را
قفسي است باران در دست آسمان
تماشاچي تنهايش
ديوانه اي است
و پسنگاهان كه فرود مي ايند به هواي آغل
گوسفندان و انسان
ديوانه
نيلوفري است كه بالا مي رود از درخت شب
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد