دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۵ ۴۲ بازديد
در خانه ام درختي است كه مي شناسدت
با شاخه هاي در هم
فالي مي زنم
برگي به شبنم آغشته مي گويد آري و
با باد روانه مي شوم
بغل گشاده بر آبي هاي دور
در خانه اي درختي است كه مي شناسدم
و چون فرا مي رسم آنجا با باد
شرمي زنانه
طالع مي شود از گل هاش
فراز آغوشي بسته
در خشكسار زمانه
باغي ناپيدا حضور دارد كه ما را مي داند
و گاه كه به سايه سار ناپيدايش قدم مي زنيم
پرندگاني مي خوانند
كه از كرانه هاي افسانه آمده اند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد