به ما كه رسيد
كشاله از كبوده سفليس
گل داده بود
سربازهاي رومي و سوداگران حجازي
از حجره تو آمده اند
چون اين آب
كه از كرانه گازرها مي ايد
و از كناره قصاب ها
به ما كه مي رسد
از زخم و زهم و چربي سنگين است
به ما كه مي رسد اين خواب
كابوس است
هواي خشك زهرآگيني
فرسنگ ها
دور از درخت بركت بائوباب
زني به هيات كركس مي ايد
با گردن بلند برهنه خونين تا كتف
و مرد ها
فاسق ها
به هيئت كفتارها
كه بر بال
نشانه از احشاي مردار دارند
و رنگ چشم غزالان شيدا
از يالشان
بخار مي شود
و كوره راه خون آلودي
تا سرچشمه
وا مي نهند به دنبال
بائوباب
درخت فيض و ترحم
آبشخور غزالان و فيلان خشكسال
نوبت به ما كه رسيد
جز جان چك چك مهيبي
شاخ كج گوزني درشن
چيزي به جا نبود
نوبت به ما كه رسيد
كشاه از كبوده سفليس باغ بود
سربازهاي رومي
و تاجران جاده ابريشم
تاتارها
سوداگران عطر حجازي
از او گذشته اند
دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۵ ۳۳ بازديد
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد